
در روزگاری که مردم زیر فشار تورم، نوسانات نرخ ارز و کاهش قدرت خرید قرار دارند، ظاهراً قرار است یک نگرانی تازه نیز به مشکلاتشان اضافه شود؛ وعدههایی که با تبلیغات و اعلام رسمی آغاز میشوند، اما هنگام اجرا به در بسته سامانههای بانکی میخورند!
به گزارش خبرنگار روزنو، ماجرای فروش ارز تا سقف ۱۰ هزار دلار، نمونهای از فاصله میان وعده سیاستگذاران و واقعیت پیش روی شهروندان است؛ وعدهای که قرار بود مسیر دسترسی مردم به ارز را تسهیل کند، اما دستکم در تجربه گزارششده یکی از مشتریان بانک ملت، به سردرگمی، انتظار و یک پیام ناامیدکننده ختم شده است: «مقدور نمیباشد»!
۷۲ ساعت سرگردانی برای خرید ارزی که وعده داده بودند!
بر اساس روایت یکی از متقاضیان، وی پس از اعلام امکان خرید ارز تا سقف ۱۰ هزار دلار، وارد سامانه بانک ملت شده و درخواست خود را ثبت کرده است. حتی کد رهگیری نیز دریافت کرده، اما با گذشت ۷۲ ساعت، امکان پرداخت وجه و تکمیل فرایند خرید برای او فراهم نشده است.
ماجرا زمانی عجیبتر میشود که به گفته این مشتری، کارشناس بانک پیشنهاد حذف درخواست قبلی و ثبتنام مجدد را مطرح کرده، اما پس از انجام این کار، سامانه حتی اجازه ثبت درخواست جدید را نیز نداده است!
پاسخ نهایی سامانه بانک ملت به متقاضی چه بوده است؟ «هماکنون فروش ارز برای نوع درخواست مدیریت بازار ارز مقدور نمیباشد.»
این پیام که تصویر آن نیز منتشر شده، یک پرسش اساسی ایجاد میکند: وقتی زیرساخت اجرای یک سیاست فراهم نیست، چرا مردم باید برای استفاده از امکانی که درباره آن اطلاعرسانی شده، وقت و انرژی خود را هدر بدهند؟
وعده با بانک مرکزی، سرگردانی با مردم!
بانک مرکزی باید روشن کند که اعلام سقف خرید ۱۰ هزار دلار به معنای امکان واقعی خرید برای عموم متقاضیان واجد شرایط است یا صرفاً تعیین سقفی قانونی که اجرای آن به شرایط و محدودیتهای دیگری وابسته است؟
اگر امکان تأمین ارز وجود ندارد، چرا محدودیتها بهصورت شفاف اعلام نمیشود؟ اگر بانکهای عامل آمادگی اجرای طرح را ندارند، چرا پیش از فراهمشدن زیرساختها، انتظارات عمومی ایجاد میشود؟
از سوی دیگر، بانک ملت نیز باید توضیح دهد چرا سامانهای که درخواست مشتری را ثبت و کد رهگیری صادر میکند، در ادامه مسیر امکان تکمیل فرایند را فراهم نمیسازد و حتی پس از ثبتنام مجدد، متقاضی را با پیام عدم امکان فروش مواجه میکند.
مردم مشتری وعدهاند یا خدمات واقعی؟
مشکل تنها یک درخواست ارزی ناموفق نیست؛ مسئله اصلی، اعتماد عمومی به وعدههای اقتصادی است.
وقتی سیاستی اعلام میشود اما شهروند در مرحله اجرا با محدودیتهای نامشخص مواجه میشود، هزینه این ناهماهنگی را مردم میپردازند؛ مردمی که باید ساعتها و روزها پیگیر خدمتی باشند که تصور میکردند امکان استفاده از آن فراهم شده است.
بانک مرکزی و بانک ملت باید پاسخ دهند: آیا فروش ۱۰ هزار دلار ارز واقعاً برای متقاضیان واجد شرایط عملیاتی شده یا مردم صرفاً با وعدهای مواجهاند که در عمل پشت درهای بسته سامانه بانکی متوقف میشود؟
انتظار میرود مسئولان بهجای تکرار وعدههای کلی، وضعیت واقعی اجرای طرح، شرایط فروش، میزان ارز قابل عرضه و دلایل عدم امکان ثبت یا تکمیل درخواستها را شفاف اعلام کنند.
مردم به وعدههای روی کاغذ نیاز ندارند؛ آنها انتظار دارند وقتی سیاستی رسماً اعلام میشود، امکان اجرای آن نیز وجود داشته باشد.